نوشته های برچسب خورده با ‘اندیشه’

۸۳۱

7 نوامبر, 2010

هر حکومتی، هر دینی، هر حزبی، هر گروهی و هر شخصی که قدرت داشته باشد «فیلتر» هم می‌کند. هیچ ربطی هم به «منطق قوی» ندارد.

۸۲۴

11 ژوئن, 2010

دوست عزیز
لطفن به خودت دروغ نگو!

هنگامی که نیایش آفریقایی را در جام جهانی «خرافات» می‌نامی
لحظه‌ای نمی‌اندیشی نیایش تو را خرافت پندارند؟

سخن کوتاه است

17 دسامبر, 2009

در قراری نانوشته
با مداد اندیشه‌ی ناقص‌تان
باغ‌های دنیا را شخم می‌زنید
دانه‌های حماقت می‌کارید و بردگی
محصول‌ام را به آتش می‌کشید
از افتخارات تاریخی‌ام سود می‌برید
تا در جیب چرکین فئودالی‌تان پس‌انداز کنید!

دیگر نمی‌دانم
تا بفهمید شما را نمی‌خواهم
به کدامین راه روان شوم
سخن از جفای خونین‌تان را با که گویم
که تا لب باز کنم طاغوتی‌ام می‌خوانید
که خود طاغوتی شاه‌پرستید
که خفقان و ترس شیوه‌تان
و دروغ مسلک کریه‌تان.

سخن کوتاه است ای پلید سیرتان
مترسک فرتوت کهنه‌سال شما
دیگر حریف پرواز اندیشه‌ی من
نخواهد شد.
بی‌هوده رقص می‌کنید
با کهنه ردای بی‌منطقی‌تان
در باد پاییزی.

.

3 اوت, 2009

پرتوی که می‌تابد از کجاست؟
یکی نگاه کن
در کجای کهکشان می‌سوزد این چراغِ ستاره
تا ژرفای پنهانِ ظلمات را به اعتراف بنشاند:
انفجار خورشیدِ آخرین
به نمایشِ اعماقِ غیاب
در ابعادِ دلهره.

آن
ماه نیست
دریچه‌ی تجربه است
تا یقین کنی که در فراسوی این جهازِ شکسته‌سُکّان نیز
آنچه می‌شنوی سازِ کَج‌کوکِ سکوت است.

تا
یقین کنی.

تنها
ماییم
من و تو
نظّاره‌گانِ خاموشِ این خلاء
دل‌افسرده‌گانِ پا در جای
حیرانِ دریچه‌های انجماد هم‌سفران.

دستادست ایستاده‌ایم
حیران‌ایم اما از ظلماتِ سردِ جهان وحشت نمی‌کنیم
نه
وحشت نمی‌کنیم.

تو را من در تابشِ فروتنِ این چراغ می‌بینم آن‌جا که تویی،
مرا تو در ظلمتکده‌ی ویران‌سرای من در می‌یابی
این‌جا که من‌ام.


شعر: احمد شاملو – آهنگ: فریدون شهبازیان
(مدایحِ بی‌صله، ۵ شهریور ۱۳۶۸)
mp3 – Variable Bitrate (VBR) 96kbps

۷۷۰

31 مه, 2008

شرمسارم از کم‌دانشی خویش
که این
در حق من و تو
هیچ بدی نبوده است که نکرده باشد.

۷۶۷

2 مه, 2008

ای همه‌کسِ بی‌کس من، انسان نو!
خوشه‌های نارس اندیشه‌ات را
بگذار بگریم
زار و عریان.

۷۶۵

6 آوریل, 2008

ما تا به‌گاهی که نهضت‌های جدی و با ایمان
که محصول انتخاب و اندیشه‌ای آزاد است
نداشته باشیم
گمان نمی‌برم بتوانیم به درستی
آرزوها و آرمان‌های‌مان را حتی بشناسیم.

۷۶۲

9 مارس, 2008

بدون موجودی زنده که بازوی پرتوان اندیشه را داراست
زندگی هیچ‌گاه نمی‌تواند زندگی باشد.

ابن راوندی

20 فوریه, 2008

اهل مرورود خراسان و معاصر حلاج بوده است. او یکی از زنادقه* و ملحدین بزرگ در فرهنگ اسلامی به شمار می‌رود. نکته بسیار مهم در تحلیل زندگی و عقاید او، این است که راوندی مانند حلاج ابتدا متشرع و معتقد به اصول و عقاید دینی بود و یکی از علمای بزرگ مذهبی به شمار می‌رفت که در تبلیغ و تشریح اصول اسلامی (مخصوصا شیعه) کتاب‌هایی تالیف کرد. اما پس از تحقیق و تامل در ماهیت ادیان، از عقاید مذهبی خود برگشت و ملحد گردید و در مخالف با اسلام کتاب‌های بسیاری نوشت.

راوندی در کتاب «الزمرد» فصلی به عنوان «رد بر محمدیه» اختصاص داده که در آن مخصوصا به پیامبر اسلام و قرآن تاخته است. در این کتاب، راوندی، رسالت پیغمبران و معجزات منسوب به ابراهیم، موسی، عیسی و حضرت رسول را انکار می‌کند. راوندی در کتاب «نعت الحکمه» یا «عبث الحکمه» به یاوه و بیهوده بودن تکلیف امر و نهی به مردم از طرف خداوند پرداخته است. راوندی پس از ارتداد و الحاد همواره مورد تعقیب و آزار شریعت‌مداران و پاسداران تاریک‌اندیشی بود. او دارای ۱۱۴ جلد کتاب و رساله بود که همه این آثار، جمع‌آوری و سوزانده شدند و متاسفانه امروزه هیچ اثری از آن‌ها نیست.

* واژه «زندیق» معرب «زندیک» فارسی است و «زند» نام کتابی بود که «مزدک» در تاویل و تفسیر کتاب اوستا نوشته بود و چون مطالب زند با اعتراض و مخالفت روحانیون فئودال زرتشتی روبه‌رو شد. از آن پس، پیروان مزدک و معتقدان به کتاب زند را زندیک می‌گفتند، که نماینده ارتداد و الحاد به دین رسمی (زرتشتی) بود. پس از حمله اعراب به ایران، زندیک یا زندیق به پیروان مانی و مزدک و به افرادی که از پذیرفتن اسلام خودداری می‌کردند، اطلاق می‌شد. در زمان عباسیان، زندیق مفهوم گسترده‌تری یافت و به افرادی گفته می‌شد که دارای اندیشه‌های مانوی-مزدکی بودند و نیز به کسانی اطلاق می‌شد که با تفکر کادی و عقاید الحادی؛ خدا، بهشت و دیگر مقوله‌های غیر علمی و متافیزیکی را انکار می کردند.

پ.ن:
خاندان نوبختی – عباس اقبال آشتیانی – ص ۸۷ و ۹۳
تاریخ ایران بعد از اسلام – عبدالحسین زرین‌کوب – ص ۴۳۰
حلاج – علی میرفطروس – ص ۸۳ و ۸۴ و همچنین ص ۹۹، ۱۰۰ و ۱۰۲

خوراک - Feedارسال به بالاترینارسال به خوشمزهارسال به دیگارسال به فرندفیدارسال به توییتر

زکریای رازی

19 فوریه, 2008

شیمی‌دان، فیلسوف و متفکر بزرگ قرن سوم هجری و نیز از مبارزان راستین تفکر علمی بوده است. او نخستین کسی بود که قبل از «بیکن» به اهمیت تجربه و مشاهده در علوم پی‌برد. «رازی» جهان را مرکب از ۵ هیولی (ماده قدیم) می‌دانست و معتقد بود هیولی دارای اجزای بسیط و با بعد است. رازی در کتاب «فی المده فی الزمان و فی الخلا و الملا و هی المکان» می‌گوید: عقل نمی‌پذیرد که ماده و مکان آن، ناگهان بدون این‌که سابقا ماده یا مکان موجود باشد، به وجود آید. چون همیشه هر چیز از چیزی دیگر به وجود می‌آید. او در کتابی که درباره هیولی نوشته است، تاکید می‌کند:
«جسم را حرکتی است ذاتی».

رازی در دو کتاب خود به نام «نقض الادیان» و «مخارق الانبیا» با تمام ادیان و مذاهب مخالفت کرده است، به طوری که مورد تکفیر روحانیون قرار گرفت و آن‌ها به جمع‌آوری و سوزاندن آثار رازی فتوی دادند. امروزه از این دو کتاب ارزنده اثری در دست نیست. او ضرورت وحی را باطل می‌دانست و در واقع رازی بزرگ‌ترین مخالف فلسفه مبنی بر وحی در اسلام است.

رازی با شور و هیجان به تساوی بشر، اظهار عقیده می‌کند که: همه افراد بشر متساوی و برابرند و هرگز قابل تعقل و قبول نیست که خدا، بشری را برگزیند تا وظیفه نبوت و هدایت سایر افراد بشر را به او واگذار نماید. این وظیفه نبوت جز تیره‌بختی، چه حاصلی داشته است؟ حاصل؛ جز جنگ‌های عنان‌گسیخته به نام عقاید جزمی مذهبی و باورهای پوچ، چیزی نبوده است.

زکریای رازی معتقد بود که معجزات پیغمبران چیزی جز خدعه و نیرنگ نیست. مبانی و اصول ادیان با حقایق علمی، مخالفت و مغایرت دارند و به همین جهت هم میان آن‌ها اختلاف دیده می‌شود. به عقیده او؛ علت اعتماد و اعتقاد مردم به ادیان و اطاعت از پیشوایان مذهبی، تنها ناشی از ترس و عادت است و دین، نماینده جهان‌بینی و تفکری است که از نادانی آغاز می‌گردد و به تاریک اندیشی منتهی می‌شود.

پ.ن:
مقام رازی در فلسفه – عباس اقبال – مجله مهر، آذر ۱۳۱۴ – ص ۶۵۵
معارف اسلامی در جهان اسلام – سیدحسین نصر – ص ۲۳
تاریخ فلسفه اسلامی – هنری کوربن – ص ۱۶۲
حلاج – علی میرفطروس – ص ۹۴، ۹۵ و ۹۶

خوراک - Feedارسال به بالاترینارسال به خوشمزهارسال به دیگارسال به فرندفیدارسال به توییتر

۷۶۰

13 فوریه, 2008

ما بیش از آنکه غرب‌زده باشیم
عرب‌زده‌ هستیم.


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.