الف مثل الله اکبر، اغتشاش
آ مثل آزادی، آمار
ب مثل بُهْتان، بسیج، باتوم، بیانیه
پ مثل پرواز، پچپچه
ت مثل تهمت، تقلب، توقیف، تشویش، تفنگ
ث مثل ثائر، ثبت
جیم مثل جمهوری، جاودان
چ مثل چراغ، چشم، چخماق
ح مثل حماسه، حاشیه، حیران، حسرت، حرص
خ مثل خس، خاشاک، خنج، خونین
دال مثل دریغ، دروغ، دیکتاتور
ذال مثل ذلیل
ر مثل رأی، رود، راه، رهایی
ز مثل زار، زیان
ژ مثل ژاژ، ژنده، ژست
سین مثل سبز، سهم، سراب، سیما، سلاخ
شین مثل شورا، شورش، شعار، شهید
صاد مثل صدا
ضاد مثل ضرر
طا مثل طاغوت، طمع
ظا مثل ظلم، ظالم
عین مثل عاشق، عمارت
غین مثل غافل، غاصب، غریو
ف مثل فردا، فریب، فریاد، فقر
قاف مثل قانون، قرائت
کاف مثل کیهان، کور، کریه
گاف مثل گرما، گلوله، گریه
لام مثل لعنت، لگد، لجن
میم مثل مجال، مصلحت، محاق، مصلوب، مرثیه
نون مثل نمودار، نگهبان، نحس
واو مثل وقیح، وحشت، واژگون
هـ مثل هذیان، هراس، هیاهو
ی مثل یأس، یاوه
پ.ن: این نوشته واژههای پُرسوزی دارد.
برچسبها: الفبا, انتخابات ۸۸
11 آگوست, 2009 در t 10:16 ب.ظ |
عالی بود
7 جولای, 2009 در t 8:48 ب.ظ |
صرف فعل “در انتخابات شرکت کردن ”
من در انتخابات شرکت می کنم
تو در انتخابات شرکت می کنی
او در انتخابات شرکت می کند
ما در انتخابات شرکت می کنیم
شما در انتخابات شرکت می کنید
آنها سود می برند!!
8 جولای, 2009 در t 12:07 ق.ظ |
ما آب مینویسیم
آنها بابا میخوانند!
6 جولای, 2009 در t 12:59 ب.ظ |
ای وای