خاطره

By بهمنانه

شب
سراسر
زنجیرِ زنجره بود
تا سحر،
سحرگه
به‌ناگاه با قُشَعْریره‌ی درد
در لطمه‌ی جان ما
جنگل
از خواب واگشود
مژگانِ حیرانِ مرگ‌اش
پلکِ آشفته‌ی برگ‌اش را،
و نعره‌ی اُزگَلِ ارّه زنجیری
سُرخ
بر سبزیِ نگرانِ دره
فرو ریخت.

تا به کسالتِ زردِ تابستان پناه آریم
دل‌شکسته
به ترکِ کوه گفتیم.

شعر: احمد شاملو – آهنگ: فریدون شهبازیان
(خاطره، در آستانه، ۱۲ شهریور ۱۳۷۲)
mp3 – Variable Bitrate (VBR) 96kbps

خوراک - Feedارسال به بالاترینارسال به خوشمزهارسال به دیگارسال به فرندفیدارسال به توییتر

برچسب‌ها: , , ,

يك پاسخ برايش بگذاريد