ابن راوندی

By بهمنانه

اهل مرورود خراسان و معاصر حلاج بوده است. او یکی از زنادقه* و ملحدین بزرگ در فرهنگ اسلامی به شمار می‌رود. نکته بسیار مهم در تحلیل زندگی و عقاید او، این است که راوندی مانند حلاج ابتدا متشرع و معتقد به اصول و عقاید دینی بود و یکی از علمای بزرگ مذهبی به شمار می‌رفت که در تبلیغ و تشریح اصول اسلامی (مخصوصا شیعه) کتاب‌هایی تالیف کرد. اما پس از تحقیق و تامل در ماهیت ادیان، از عقاید مذهبی خود برگشت و ملحد گردید و در مخالف با اسلام کتاب‌های بسیاری نوشت.

راوندی در کتاب «الزمرد» فصلی به عنوان «رد بر محمدیه» اختصاص داده که در آن مخصوصا به پیامبر اسلام و قرآن تاخته است. در این کتاب، راوندی، رسالت پیغمبران و معجزات منسوب به ابراهیم، موسی، عیسی و حضرت رسول را انکار می‌کند. راوندی در کتاب «نعت الحکمه» یا «عبث الحکمه» به یاوه و بیهوده بودن تکلیف امر و نهی به مردم از طرف خداوند پرداخته است. راوندی پس از ارتداد و الحاد همواره مورد تعقیب و آزار شریعت‌مداران و پاسداران تاریک‌اندیشی بود. او دارای ۱۱۴ جلد کتاب و رساله بود که همه این آثار، جمع‌آوری و سوزانده شدند و متاسفانه امروزه هیچ اثری از آن‌ها نیست.

* واژه «زندیق» معرب «زندیک» فارسی است و «زند» نام کتابی بود که «مزدک» در تاویل و تفسیر کتاب اوستا نوشته بود و چون مطالب زند با اعتراض و مخالفت روحانیون فئودال زرتشتی روبه‌رو شد. از آن پس، پیروان مزدک و معتقدان به کتاب زند را زندیک می‌گفتند، که نماینده ارتداد و الحاد به دین رسمی (زرتشتی) بود. پس از حمله اعراب به ایران، زندیک یا زندیق به پیروان مانی و مزدک و به افرادی که از پذیرفتن اسلام خودداری می‌کردند، اطلاق می‌شد. در زمان عباسیان، زندیق مفهوم گسترده‌تری یافت و به افرادی گفته می‌شد که دارای اندیشه‌های مانوی-مزدکی بودند و نیز به کسانی اطلاق می‌شد که با تفکر کادی و عقاید الحادی؛ خدا، بهشت و دیگر مقوله‌های غیر علمی و متافیزیکی را انکار می کردند.

پ.ن:
خاندان نوبختی – عباس اقبال آشتیانی – ص ۸۷ و ۹۳
تاریخ ایران بعد از اسلام – عبدالحسین زرین‌کوب – ص ۴۳۰
حلاج – علی میرفطروس – ص ۸۳ و ۸۴ و همچنین ص ۹۹، ۱۰۰ و ۱۰۲

خوراک - Feedارسال به بالاترینارسال به خوشمزهارسال به دیگارسال به فرندفیدارسال به توییتر

برچسب‌ها: , , , , ,

پاسخ دهید