۵۷۸

By بهمنانه

همسایه‌ی ما دختری نداشت
به گاهی که حس می‌کردم
دید زدن و دوست داشتن یک دختر
چه حس متفاوتی برمی‌انگیزد.

بعدها خوب یادم است
لی‌له ۶تایی بیتا را عاشق بودم
با سنگ مرمر سفید
تنها چون ماهرانه بازی می‌کرد.

خانه‌ی ۴ استراحت بود
سنگ را همراه خود می‌بردیم
تا از خانه‌ی ۶ شوت‌اش کنیم بیرون
تنها با یک ضرب
و من آن یک ضرب دختر همسایه را عاشق‌تر بودم.

پاسخ دهید