۸۱۰

1 فوریه, 2010 با بهمنانه

تو نگاه می‌شوی
زلال و پاک
من آب می‌شوم
کنار مهربانی دست‌های کوچک تو.

۸۰۹

18 ژانویه, 2010 با بهمنانه

من از زخم خوردن، خرد شدن و شکست در بیداد گذر زمان هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام و نمی‌دهم. من از من بودن‌های تمام ناشدنی می‌ترسم، از من و من‌های فراوان. بیا و بگو در هر گوشه‌ی این زیرزمین پر هراس و تب‌آلود، هیچ سپید دیو سیاه دلی نیست. بیا و ایمان مرا در آغوش پر مهرت بکش.

۸۰۸

12 ژانویه, 2010 با بهمنانه

کسی پیدا شده که مثل هیچ‌کس نیست
کسی که سرخ می‌خندد
که زندگی می‌داند
و همه‌اش لبخند می‌زند.
کاش می‌شد بدین‌سان که هست ثبت‌اش کرد
کاش می‌شد اشتیاق معصوم‌اش را در آغوش کشید
آه که هیچ‌گاه بدین‌سان زیبا نبوده‌ام
هیچ‌گاه بدین‌سان پرتپش نبوده‌ام.

۸۰۷

11 ژانویه, 2010 با بهمنانه

دلی سپید داشته باشی
سپیده صبحی روشن باشی
همچون جام لبریز از شراب سرخ و گلگون
لبخند زنان و پای کوبان
بچرخی و برقصی
که زندگی زیباست
مگر می‌شود اخم کرد و هیچ نگفت!

۸۰۶

8 ژانویه, 2010 با بهمنانه

بی‌شرف خواندن آدمی در حضور کسانی که به شرف شهره است
اوج حماقتی مازوخیستی‌ست، شاید برای تو
و اوج تاسفی عمیق برای ما.

گروه بارداری داروها

1 ژانویه, 2010 با بهمنانه

بر اساس دارونامه این وبلاگ، هر دارو با یکی از حرف‌های D ،C ،B ،A یا X در یکی از گروه‌های بارداری قرار می‌گیرد. این پنچ گروه را سازمان غذا و دارو* برای نشان دادن میزان خطر هر دارو در ایجاد «نقص تولد» تعریف کرده است.

A: مطالعات کنترل شده هیچ خطری را نشان نمی‌دهند.
B: هیچ خطری در انسان‌ها مشاهده نشده است.
C: احتمال خطر وجود دارد.
D: خطرناک است.
X: در بارداری ممنوعیت مصرف دارد.

پیش از مصرف دارو در دوران بارداری چه چیزی را باید بدانم؟
همواره باردار بودن خود را به داروساز، پزشک و دندان‌پزشک گوش‌زد کنید.
همواره در مورد مصرف هر دارو یا مکملی با پزشک متخصص زنان و زایمان خود مشورت کنید.
همواره به بارداری خود اهمیت دهید و بدانید که دارو، غذا نیست.

A: Controlled studies show no risk.
- Controlled studies in pregnant women fail to demonstrate risk to the fetus in the first trimester with no evidence of risk in later trimesters. The possibility of fetal harm appears remote.
B: No evidence of risk in humans.
- Either animal-reproduction studies have not demonstrate a fetal risk, but there are no controlled studies in pregnant women, or animal-reproduction studies have shown an adverse effect (other than a decrease in fertility) that was not confirmed in controlled studies in women in the first trimester and there is no evidence of a risk in later trimesters.
C: Risk cannot be ruled out.
- Either studies in animals have revealed adverse effects on the fetus (teratogenic or embryocidal or other) and there are no controlled studies in women or studies in women and animals are not available. Drugs should be given only if the potential benefit justifies the potential risk to the fetus.
D: Positive evidence of risk.
- There is positive evidence of human fetal risk, but the benefits from use in pregnant women may be acceptable despite the risk (eg, if the drug is needed in a life-threatening situation or for a serious disease for which safer drugs cannot be used or are ineffective).
X: Contraindicated in pregnancy.
- Studies in animals or human beings have demonstrated fetal abnormalities or there is evidence of fetal risk based on human experience or both, and the risk of use of the drug in pregnant women clearly outweighs any possible benefit. The drug is contraindicated in women who are or may become pregnant.

References:
Lexi-Comp is the official drug reference for the American Pharmacist Association.
UpToDate is an evidence based, peer reviewed information resource.

*FDA: Food and Drug Administration

آسپرین

25 دسامبر, 2009 با بهمنانه

دریافت پرونده قابل چاپ

گروه فارماکولوژی: سالیسیلات

پیش از مصرف آسپرین چه چیزی را باید بدانم؟
کودکان و نوجوانان کم‌تر از ۱۶ سال نباید از آسپرین برای کاهش علایم سرماخوردگی و آبله‌مرغان استفاده کنند.
اگر استنت گذاشته‌اید، برای قطع مصرف آسپرین، به هر دلیل، حتما با پزشک متخصص قلب خود مشورت کنید.
گروه بارداری: C/D
در شیر ترشح می‌شود.

آیا می‌دانید که؟!
اصلاح رایج آسپرین بچه غلط است! در قدیم آسپرین جویدنی ۱۰۰mg و صورتی رنگ را آسپرین بچه می‌گفتند.
پودر آسپرین به صورت موضعی در محل درد دندان، برای دندان بسیار مضر است و باعث پیشرفت عفونت دندان می‌شود.
آسپرین ۸۰mg دارای روکشی هست که عوارض گوارشی آن را کم‌تر می‌کند و نباید آن را جوید، خرد یا نصف کرد.
آسپرین ۱۰۰mg جویدنی است. باید آن را حتما جوید یا به صورت پودر روی غذا ریخت و استفاده کرد.
برای کم کردن عوارض گوارشی آسپرین، بهتر است آسپرین را همراه غذا یا با یک لیوان پر از آب استفاده کنید.

چه گاه آسپرین را نباید مصرف کنم؟
کودکان و نوجوانان کم‌تر از ۱۶ سال برای کاهش علایم سرماخوردگی و آبله‌مرغان از آسپرین استفاده نکنید.
درصورت بیماری‌هایی نظیر؛ آسم، رینیت یا پولیپ بینی، مشکلات انعقادی، زخم یا خون‌ریزی‌های گوارشی از آسپرین استفاده نکنید.
خانم‌های باردار بعد از هفته ۲۴ بارداری، از آسپرین استفاده نکنید.
اگر به آسپرین یا سالیسیلات‌ها حساسیت دارید.

آسپرین با چه داروهایی تداخل دارد؟
آسپرین را هرگز با داروهای زیر استفاده نکنید:
ضد انعقادها (هپارین)
کلوپیدوگرل (پلاویکس، اسویکس)
کتورولاک
متوترکسات
وارفارین

Anticoagulants (Heparin), Clopidogrel (Plavix, Osvix), Ketorolac, Methotrexate, Warfarin


آسپرین برای چه مشکلی تجویز شده است؟
آسپرین برای جلوگیری از حملات قلبی و سکته تجویز می‌شود.
آسپرین برای کاهش درد، التهاب و تب تجویز می‌شود.
آسپرین برای درمان آرتیت (التهاب مفاصل) تجویز می‌شود.
آسپرین برای درمان نقرس تجویز می‌شود.
آسپرین برای درمان تب روماتیسمی تجویز می‌شود.
آسپرین با دوز کم، برای پیشگیری از پراکلامپسی و مشکلات ناشی از بیماری‌های خودایمنی همچون لوپوس و… تجویز می‌شود.

آسپرین چگونه عمل می‌کند؟
آسپرین از ساخت و آزادسازی مواد شیمیایی که منجر به درد و التهاب می‌شوند، جلوگیری می‌کند.
آسپرین از چسبندگی و تجمع پلاکت‌های خون، جلوگیری می‌کند.
آسپرین با تنظیم ترموستات بدن در مغز، باعث کاهش تب می‌شود.

اگر مصرف آسپرین را فراموش کردم، چه کنم؟
آسپرین را نیاز نیست حتما در ساعت مشخصی مصرف کنید، در صورت فراموش کردن، هر چه زودتر دارو را مصرف کنید.
اگر به زمان مصرف دوز بعدی آسپرین نزدیک شده‌اید، دوز را دو برابر یا بیشتر مصرف نکنید.
آسپرین را در فواصل کم‌تر از ۴ ساعت مصرف نکنید، مگر در صورت دستور پزشک معالج خود.
مصرف آسپرین را خودسرانه تغییر ندهید و همچنین قطع نکنید.

هنگام مصرف آسپرین چه احتیاط‌هایی لازم است؟
به داروساز، پزشک، دندان‌پزشک و خود در مورد مصرف آسپرین اطلاع دهید.
به داروساز، پزشک، دندان‌پزشک و خود در مورد بارداری و شیردهی، پیش از مصرف آسپرین اطلاع دهید.
اگر سن شما ۶۵ سال یا بیشتر است، امکان دارد عوارض جانبی آسپرین بیش‌تر شود.
پیش از مصرف همزمان آسپرین و مکمل‌هایی همچون سیر، جینسنگ و ویتامین E با داروساز و پزشک خود مشورت کنید.
از مصرف همزمان آسپرین و الکل خودداری کنید.

هنگام مصرف آسپرین چه چیزهایی را بازدید و نظارت کنم؟
مشاهده مدفوع سیاه رنگ و سفت هنگام مصرف آسپرین.
هنگام مصرف آسپرین، مراقب دندان‌های خود باشید و مرتب به دندان‌پزشک مراجعه کنید.

چه عوارض جانبی با مصرف آسپرین ممکن است رخ دهد؟
درد یا سوزش در ناحیه شکم ممکن است از عوارض جانبی آسپرین باشد.
تهوع ممکن است از عوارض جانبی آسپرین باشد.

چه علایمی را به گروه پزشکی گزارش دهم؟
مصرف بیش از حد آسپرین سمی است. با مرکز اطلاعات دارو و سموم ۱۳ آبان (۸۲۱۰۱-۰۲۱) یا وزارت‌خانه (۰۹۶۴۶) تماس بگیرید.
مصرف آسپرین ممکن است منجر به واکنش‌های تهدید کننده حیات شود؛
دشواری شدید تنفس، سرفه‌های شدید، تب، خارش، پوست آبی رنگ، تورم یا آماس صورت، لب، زبان و حلق.
مصرف آسپرین ممکن است منجر به تغییر فاحش در اندیشیدن منطقی، کبودی یا خون‌ریزی غیر عادی، وزوز گوش، کهیر و راش شود.

آسپرین را چگونه نگهداری کنم؟
آسپرین را در دمای اتاق نگهداری کنید.
آسپرین را دور از نور و رطوبت نگهدارید. در حمام یا آشپزخانه نگهداری نکنید.

توصیه‌های عمومی:
داروی خود را با دیگران به اشتراک نگذارید.
دارو را دور از دسترس کودکان نگهداری کنید.
یک لیست از تمام داروی‌های خود تهیه کنید و همواره آن را به داروساز، پزشک و دندان‌پزشک خود نشان بدهید.
پیش از شروع مصرف هر دارویی، حتی داروهای بدون نسخه، مکمل‌ها و ویتامین‌ها، با پزشک خود مشورت کنید.

References:
Lexi-Comp is the official drug reference for the American Pharmacist Association.
UpToDate is an evidence based, peer reviewed information resource.

بیشتر بدانیم:
Drugs.com, RxList.com, nlm.nih.gov

دریافت پرونده قابل چاپ

خوراک - Feedارسال به بالاترینارسال به خوشمزهارسال به دیگارسال به فرندفیدارسال به توییتر

سخن کوتاه است

17 دسامبر, 2009 با بهمنانه

در قراری نانوشته
با مداد اندیشه‌ی ناقص‌تان
باغ‌های دنیا را شخم می‌زنید
دانه‌های حماقت می‌کارید و بردگی
محصول‌ام را به آتش می‌کشید
از افتخارات تاریخی‌ام سود می‌برید
تا در جیب چرکین فئودالی‌تان پس‌انداز کنید!

دیگر نمی‌دانم
تا بفهمید شما را نمی‌خواهم
به کدامین راه روان شوم
سخن از جفای خونین‌تان را با که گویم
که تا لب باز کنم طاغوتی‌ام می‌خوانید
که خود طاغوتی شاه‌پرستید
که خفقان و ترس شیوه‌تان
و دروغ مسلک کریه‌تان.

سخن کوتاه است ای پلید سیرتان
مترسک فرتوت کهنه‌سال شما
دیگر حریف پرواز اندیشه‌ی من
نخواهد شد.
بی‌هوده رقص می‌کنید
با کهنه ردای بی‌منطقی‌تان
در باد پاییزی.

غزل ۲۱۵ حافظ شیراز

26 نوامبر, 2009 با بهمنانه

گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود
گفتا چه توان کرد؟ چو تقدیر چنین بود

گفتم که بسی خط خطا بر تو کشیدند
گفتا همه آن بود که بر لوح جبین بود

گفتم که قرین بدت افکند بدین روز
گفتا که مرا بخت بد خویش قرین بود

گفتم که خدا داد مرادت به وصالش
گفتا که مرادم ز وصالش نه همین بود

گفتم که بسی جام طرب خوردی از این پیش
گفتا که شفا در قدح بازپسین بود

گفتم که چرا مهر تو، ای ماه! بگردید؟
گفتا که فلک با من بد مهر به‌کین بود!

گفتم که تو، ای عمر! چرا زود برفتی؟
گفتا چه توان کرد؟ مگر عمر همین بود!

گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود
گفتا که مگر مصلحت وقت در این بود

گفتم که ز حافظ به چه حجت شده‌ای دور؟
گفتا که همه وقت، مرا داعیه این بود!

شعر: حافظ
صدا: احمد شاملو
(حافظ شیراز، روایت احمد شاملو، غزل ۲۱۵)
mp3 – Constant Bitrate (CBR) 64kbps

خوراک - Feedارسال به بالاترینارسال به خوشمزهارسال به دیگارسال به فرندفیدارسال به توییتر

سوگندنامه داروساز

23 نوامبر, 2009 با بهمنانه

اینجانب بهمن … فارغ‌التحصیل سال تحصیلی ۸۹-۱۳۸۸ دانشکده داروسازی تهران، در این هنگام که آئین قانونی دریافت دانش‌نامه خود را انجام داده و برای پرداختن به پیشه داروسازی شایستگی یافته‌ام، برابر شما هیأت قضات رساله دکتری و حضار دیگر، به خداوند تبارک و تعالی سوگند یاد می‌کنم و شرف و وجدان خویش را گواه می‌گیرم که همواره در پیشه خود در راه پرهیزکاری و درستی گام بردارم و در برابر عزت فن داروسازی، سیم و زر و جاه و مقام را خوار بدارم و بیماران از پا درآمده را دست‌گیر باشم و راز مریضان را هیچ‌گاه فاش نسازم و به کارهای نادرست مانند افکندن جنین و داروهای کشنده به هیچ‌گونه نپردازم و همواره بکوشم تا آنچه می‌کنم پسندیده خداوند متعال باشد. اینک با پیمانی استوار زیر این سوگندنامه را به دست خود امضا می‌کنم و آن را به نام سند شرافت خویش به آموزش دانشکده داروسازی می‌سپارم.
به تاریخ دوم آذر ماه ۱۳۸۸

این روزها

5 نوامبر, 2009 با بهمنانه

اینجا درد است که می‌تراود،
اینجا مرگ است، آی!
کسی شعری بخواند
دوبیتی یا غزلی
از عشق
کسی سخنی باز گوید.
این روزها
انگار
هر لحظه و هر جا
پای‌ام به واژه‌های تلخ
گیر می‌کند
و چشم‌ام در جوی بغض
تر می‌شود.

۸۰۵

16 اکتبر, 2009 با بهمنانه

چشمهای‌ات
خاطره‌ی آسمان
دیوانگی امید به زندگی.

نفس‌ات
نسیمِ نگاه
لذت سرشار شدن.

آغوش تو
پر از مهر
شیدایی تکرار ناشدنی!

۸۰۴

3 اکتبر, 2009 با بهمنانه

وقتی که ماه، شب چهارده می‌شود
دلتنگی از پشت پنجره آب می‌شود
انگار لبخند توست که بازآفریده می‌شود.
وقتی که خواب چشم خواب مرا بیدار می‌کند
برق چشم تو دل‌ام را روشن می‌کند
انگار سینه‌ام برای لبخند تو تپشی آغاز می‌کند.

۸۰۳

16 سپتامبر, 2009 با بهمنانه

وقتی که گربه‌های پنجه گرگی
به قناری‌ها خنجی خونین می‌کشند
نوار تسلیت سبز می‌شود
و اعتراض در دست کودکان پاک کوچه و خیابان می‌نشیند.

۸۰۲

27 آگوست, 2009 با بهمنانه

می‌خوانم قلب به قلب
می‌نویسم برگ به برگ
دوست‌ات دارم را
دوست دارم.

۸۰۱

15 آگوست, 2009 با بهمنانه

انسان‌ها خشم نمی‌تنند، با گفتگو نواقص خود را از بین می‌برند.
کاش بدانی که در سکوت تنها بغض و کینه جانی تازه می‌یابد.

.

3 آگوست, 2009 با بهمنانه

پرتوی که می‌تابد از کجاست؟
یکی نگاه کن
در کجای کهکشان می‌سوزد این چراغِ ستاره
تا ژرفای پنهانِ ظلمات را به اعتراف بنشاند:
انفجار خورشیدِ آخرین
به نمایشِ اعماقِ غیاب
در ابعادِ دلهره.

آن
ماه نیست
دریچه‌ی تجربه است
تا یقین کنی که در فراسوی این جهازِ شکسته‌سُکّان نیز
آنچه می‌شنوی سازِ کَج‌کوکِ سکوت است.

تا
یقین کنی.

تنها
ماییم
من و تو
نظّاره‌گانِ خاموشِ این خلاء
دل‌افسرده‌گانِ پا در جای
حیرانِ دریچه‌های انجماد هم‌سفران.

دستادست ایستاده‌ایم
حیران‌ایم اما از ظلماتِ سردِ جهان وحشت نمی‌کنیم
نه
وحشت نمی‌کنیم.

تو را من در تابشِ فروتنِ این چراغ می‌بینم آن‌جا که تویی،
مرا تو در ظلمتکده‌ی ویران‌سرای من در می‌یابی
این‌جا که من‌ام.

شعر: احمد شاملو – آهنگ: فریدون شهبازیان
(مدایحِ بی‌صله، ۵ شهریور ۱۳۶۸)
mp3 – Variable Bitrate (VBR) 96kbps

۸۰۰

23 جولای, 2009 با بهمنانه

گندم مرا نمی‌خری.
سبز مرا قرمز می‌خوانی.
‎آبی را که می‌نوشم می‌بویی.
جمهور سرزمین مرا می‌کُشی.
استقلال، آزادی و جمهوری را
اگر بگویم به ریشخند گرفته‌ای
کلامی به گزاف گفته‌ام؟!

۷۹۹

9 جولای, 2009 با بهمنانه

دوست‌ات دارم
نه به اندازه‌ی آغوش شوق
به حجمی از فوران سپید عشق.

تمام واژه‌ها انتخابات

2 جولای, 2009 با بهمنانه

الف مثل الله اکبر، اغتشاش
آ مثل آزادی، آمار
ب مثل بُهْتان، بسیج، باتوم، بیانیه
پ مثل پرواز، پچپچه
ت مثل تهمت، تقلب، توقیف، تشویش، تفنگ
ث مثل ثائر، ثبت
جیم مثل جمهوری، جاودان
چ مثل چراغ، چشم، چخماق
ح مثل حماسه، حاشیه، حیران، حسرت، حرص
خ مثل خس، خاشاک، خنج، خونین
دال مثل دریغ، دروغ، دیکتاتور
ذال مثل ذلیل
ر مثل رأی، رود، راه، رهایی
ز مثل زار، زیان
ژ مثل ژاژ، ژنده، ژست
سین مثل سبز، سهم، سراب، سیما، سلاخ
شین مثل شورا، شورش، شعار، شهید
صاد مثل صدا
ضاد مثل ضرر
طا مثل طاغوت، طمع
ظا مثل ظلم، ظالم
عین مثل عاشق، عمارت
غین مثل غافل، غاصب، غریو
ف مثل فردا، فریب، فریاد، فقر
قاف مثل قانون، قرائت
کاف
مثل کیهان، کور، کریه
گاف مثل گرما، گلوله، گریه
لام مثل لعنت، لگد، لجن
میم مثل مجال، مصلحت، محاق، مصلوب، مرثیه
نون مثل نمودار، نگهبان، نحس
واو مثل وقیح، وحشت، واژگون
هـ مثل هذیان، هراس، هیاهو
ی مثل یأس، یاوه

پ.ن: این نوشته واژه‌های پُرسوزی دارد.

محاق

30 ژوئن, 2009 با بهمنانه

به نو کردنِ ماه
بر بام شدم
با عقیق و سبزه و آینه.
داسی سرد بر آسمان گذشت
که پرواز کبوتر ممنوع است.

صنوبرها به نجوا چیزی گفتند
و گزمه‌گان به هیاهو شمشیر در پرندگان نهادند.

ماه
برنیامد.

شعر: احمد شاملو – آهنگ: فریدون شهبازیان
(محاق، ابراهیم در آتش، ۹ آبان ۱۳۵۱)
mp3 – Variable Bitrate (VBR) 96kbps

خوراک - Feedارسال به بالاترینارسال به خوشمزهارسال به دیگارسال به فرندفیدارسال به توییتر

۷۹۷

28 ژوئن, 2009 با بهمنانه

وقتی غاصب باشی، غصب می‌کنی
دیگر چه فرقی می‌کند اسرائیل باشی
تا سرزمین و زندگی فلسطین را غصب کنی
یا متقلب دروغ‌گویی که رای مردم را.

خاطره

24 ژوئن, 2009 با بهمنانه

شب
سراسر
زنجیرِ زنجره بود
تا سحر،
سحرگه
به‌ناگاه با قُشَعْریره‌ی درد
در لطمه‌ی جان ما
جنگل
از خواب واگشود
مژگانِ حیرانِ مرگ‌اش
پلکِ آشفته‌ی برگ‌اش را،
و نعره‌ی اُزگَلِ ارّه زنجیری
سُرخ
بر سبزیِ نگرانِ دره
فرو ریخت.

تا به کسالتِ زردِ تابستان پناه آریم
دل‌شکسته
به ترکِ کوه گفتیم.

شعر: احمد شاملو – آهنگ: فریدون شهبازیان
(خاطره، در آستانه، ۱۲ شهریور ۱۳۷۲)
mp3 – Variable Bitrate (VBR) 96kbps

خوراک - Feedارسال به بالاترینارسال به خوشمزهارسال به دیگارسال به فرندفیدارسال به توییتر

۷۹۶

4 ژوئن, 2009 با بهمنانه

سال ۱۳۵۷ مردم ایران انقلاب کردند…
مرگ بر شاه، مرگ بر شاه، مرگ بر شاه!

سال ۱۳۸۸ در آستانه انتخابات ریاست جمهوری…
شما در انتخابات شرکت می‌کنید؟ چرا؟
- بله. به دستور ولایت فقیه.
به چه کسی رای می‌دهید؟
- به کاندیدای اصلح.

۷۹۵

2 ژوئن, 2009 با بهمنانه

چشم فلسطین بر خاک
آمریکا لبخند می‌زند
گلوله سر خط!

۷۹۴

21 می, 2009 با بهمنانه

وقتی با ساخت موشک نظامی
مردم دوست‌داشتنی میهن عزیزم
پای‌کوبان و دست‌افشان، هلهله می‌کنند
من دل‌ام می‌خواهد زار بگریم.

پ.ن: ما مردم ایران تجربه تلخ جنگ هشت ساله‌ی وحشتناکی را داشته‌ایم.

دوست دارم

23 آوریل, 2009 با بهمنانه

دوست دارم هر چی سبزه، هر چی آبی
هرچی قرمز و شرابی
دوست دارم رنگ بهار رو
رنگ چشم ماهی‌ها رو
رنگ اندوه درخت‌ها
رنگ تاریک شب‌ها رو
رنگ آفتاب
رنگ مهتاب
رنگ کرمِ نازِ شب‌تاب
صدای باد تو درخت‌ها
تابش ماه توی شب‌ها.
رنگ خواب چمن‌ها رو
رنگ سرد سحرها رو
رنگ انبوه درخت‌ها
رنگ تاریک شب‌ها رو
رنگ موج‌ها
رنگ دریا
رو سر انگشت‌های ابرها
رنگ آفتاب
رنگ مهتاب
رنگ کرمِ نازِ شب‌تاب
صدای باد تو درخت‌ها
تابش ماه توی شب‌ها.

خواننده: سیمین قدیری – آهنگ: فریبرز لاچینی
آلبوم: آوازها
mp3 – Constant Bitrate (CBR) 64kbps

همه آوازهای سیمین قدیری را دریافت کنیم.

خوراک - Feedارسال به بالاترینارسال به خوشمزهارسال به دیگارسال به فرندفیدارسال به توییتر

۷۹۳

13 آوریل, 2009 با بهمنانه

بهار که می‌آید
تو زیبا می‌شوی
بهانه‌های زندگی من هم نونوار می‌شوند!

۷۹۲

7 آوریل, 2009 با بهمنانه

خدا
همیشه
قصه‌های پرغصه‌ی بندگان درمانده‌اش را
با سکوت و صبوری فراوان گوش فرا می‌دهد.

۷۹۱

6 آوریل, 2009 با بهمنانه

من برای زنده بودن
جستجوی تازه بودن
باید از من رها شوم.

۷۹۰

21 مارس, 2009 با بهمنانه

پنجره را باز می‌کنم
برخلاف آنچه شاید نباشد
فریاد می‌کنم:
تو را و هر آن را که سرشار از زندگی‌ست.

۷۸۹

20 مارس, 2009 با بهمنانه

سال نو مبارک

گفتی که باد مُرده است…

16 مارس, 2009 با بهمنانه

گفتی که:
«باد، مُرده‌ست!
از جای برنکنده یکی سقفِ راز پوش
بر آسیابِ خون،
نشکسته در به قلعه بی‌داد،
بر خاک نفکنیده یکی کاخ
باژگون.
مُرده‌ست باد!»

گفتی:
«بر تیزه‌های کوه
با پیکرش، فرو شده در خون،
افسرده است باد!»

تو بارها و بارها
با زنده‌گی‌ت
شرم‌ساری
از مرده‌گان کشیده‌ای.
(این را، من
همچون تبی
دُرُست
همچون تبی که خون به رگ‌ام خشک می‌کند
احساس کرده‌ام.)

وقتی که بی‌امید و پریشان
گفتی:
«مُرده‌ست باد!
بر تیزه‌های کوه
با پیکر کشیده به خون‌اش
افسرده است باد!»

آنان که سهم‌شان را از باد
با دوستاق‌بان معاوضه کردند
در دخمه‌های تسمه و زرداب،
گفتند در جواب تو، با کبرِ دردِشان:
«زنده است باد!
تازَنده است باد!
توفانِ آخرین را
در کارگاهِ فکرتِ رعدْاندیش
ترمیم می‌کند،
کبرِ کثیفِ کوهِ غلط را
بر خاک افکنیدن
تعلیم می‌کند.»

(آنان
ایمان‌شان
ملاطی
از خون و پاره‌سنگ و عقاب است.)

گفتند:
«باد زنده است،
بیدارِ کارِ خویش
هشیارِ کارِ خویش!»

گفتی:
«نه! مُرده
باد!
زخمی عظیم مُهلک
از کوه خورده
باد!»

تو بارها و بارها
با زنده‌گی‌ت شرم‌ساری
از مُردگان کشیده‌ای،
این را من
همچون تبی که خون به رگ‌ام خشک می‌کند
احساس کرده‌ام.

شعر: احمد شاملوآهنگ: فریدون شهبازیان
(گفتی که باد مُرده است…، دشنه در دیس، ۸ بهمن ۱۳۵۳)
mp3 – Constant Bitrate (CBR) 96kbps

خوراک - Feedارسال به بالاترینارسال به خوشمزهارسال به دیگارسال به فرندفیدارسال به توییتر

۷۸۸

15 مارس, 2009 با بهمنانه

در لبخند ساده‌ی تو
خداحافظی تلخ، عسل می‌شود.

۷۸۷

10 مارس, 2009 با بهمنانه

هنگامی که آزادی را آنارشی می‌دانی
و انتقاد را براندازی می‌پنداری،
چه فرقی می‌کند؛
مسیح را بر صلیب کشیده باشند
یا اسپارتاکوس را!

هنگامی که مبارزه با فقر و بی‌دانشی را
بر شعار استوار می‌سازی،
چه فرقی می‌کند؛
حلاج را بر مسلخ کشانده باشند
یا بابک خرمدین را!

هنگامی که تاریخ را تحریف می‌کنی
دیگر چه فرقی می‌کند،
شیخ فضل‌الله نوری را در دادگاه مشروطه محاکمه و محکوم کنند
یا گالیله را در دادگاه انگیزاسیون پاپ!